محمد رضا قمشه اى
27
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )
مىباشد . » « 1 » از آن بزرگوار اشعارى به جاى مانده كه اين دو بيت زير از آن جمله است : ز فيض صبحدم دارم ، چو شمع از جانگدازيها * دم گرمى كه با خورشيد دارد تيغ بازيها ز چشم تر ، نشان دل طلب ، گر بينشى دارى * كه نقش پاى كس جز در ره نمناك ننشيند « 2 » استاد عالى قدر آقاى آشتيانى ، در مقدمه شرح مشاعر سخنى از مرحوم آقا محمّد رضا قمشهاى آورده است كه خود گشايشى براى شناخت اساتيد آن بزرگوار مىباشد ايشان مىفرمايند : « در اصفهان نزد ملّا محمّد جعفر شروع به خواندن شرح فصوص نموديم ، مرحوم لاهيجى اقتدار كامل به تدريس اين كتاب نداشت ، تا اينكه به سراغ آقا سيّد رضى مازندرانى رفتيم و نزد او شروع به قرائت شرح فصوص نموديم ، او از اينكه ما درس او را بر درس حكيم لاهيجى ترجيح دادهايم با حالت نگران به ما گفت : تدريس شرح فصوص كار قلندرى است و حاج ملّا جعفر ، حكيم است نه قلندر « 3 » .
--> ( 1 ) - نامه فرهنگستان علوم ، ش 6 ، 7 ، س 4 ، صص 51 ، 52 ، 53 . ( 2 ) سپهر - گلزار - تبريز - ص 92 . ( 3 ) آشتيانى ، سيّد جلال الدين - مقدمه شرح مشاعر ص 25 ، ( نقل به معنا از تاريخ حكما و عرفا . . . ) استاد آشتيانى مىگويد در مسائل عرفانى ، آقا سيّد رضى گويا شاگرد آخوند ملّا جعفر آبادهاى « 1 » عارف و فيلسوف معاصر آخوند ملّا على نورى بوده است . ( مقدمه شواهد - ص 108 . ) ميرزا محمّد على مظفر « 2 » متوفاى 1198 معاصر آقا محمّد بيدآبادى بوده ، از تلامذه مع الواسطهء ميرزا حسن طالقانى « 3 » و ظاهرا عرفان ، از طريق او به آباده و قمشه رسيده است ( مقدمه شواهد - ص 121 ) و مير سيّد حسن مدرّس شارح فصوص و كتب شيخ الاشراق و شايد از تلاميذ ملّا محسن لنبانى « 4 » شارح مثنوى بوده است . ( مقدمه شواهد ص 117 . )